علیعلی، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1405 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

معلم کودکان استثنایی

سلام بچه های خوبم . ببخشید اگر امسال یهویی رفتم سر کار و شدم معلم . اگر به درسهاتون نمیرسم ..😔 اگر ظهر ها که میام خوابم می بره🤭   اگر علی دوست نداره با همسایه بره مدرسه 🤕 اگر مسیح دوست نداره که مادر مواظبش باشه 🤩 اگر گاهی شستن فرم های مدرسه دیر و زود میشه .. بی برنامه نشدم فقط یه کم برنامه ام عوض شده. _ساره مهربان تعجب کرد که شدم معلم کلاس هفتم و هشتم . _بهم میگه نون و آبت نبود که رفتی سر کار... .. برام دعا کنید که نظم زندگی ام به هم نریزه ...
25 دی 1402

بوشهر یهویی

سلام . اصفهان هوا فوق العاده کثیف بود...از اول هفته تعطیل بود ... اما هر روز را شب قبل اعلام میکردن .با اینکه با چشم عادی آلودگی پیدا بود .😔 بالاخره سه شنبه و چهارشنبه را با هم اعلام کردند و من و بابا صبح سه شنبه  ساعت ۷صبح تصمیم گرفتیم راهی سفر شویم...شمال هتل  خالی بود و جنوب نه .... تصمیم شد جنوب و چادر خوابی .‌‌‌‌‌... غر غر شماها(علی و ساره)برای کلاس آنلاین بود ..به جان خریدم غرغر ها را 😍(خاطره سفر برام مهمتر بود ..البته درس هم جای خود ) 👇جوابیه معلم ها ...علی تو راه آنلاین بود .😪 راهی شدیم . 👇ناهار روز اول .اطراف یاسوج .هوا قابل مقایسه با اصفهان نبود ... 👇...
16 آذر 1402