علیعلی، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1406 سال و 28 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

کفش ملی

عصر ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ یکشنبه بابا اومد خونه و گفت کفش های که قبلاً از کفش ملی خرید و پس داد حالا باید بریم به جایش کفش برداریم .خیلی حوصله نداشتم روزه بودم و یه کم سرم درد میکرد .اما به پیشنهاد بابا سریع افطاری را جمع کردم برا بیرون( عاشق این هنر خودمم🤗) ساره کفشی را که قبلاً دوست داشت خرید .قیمتش یه کم بالا بود (۳۰۰ هزار تومان) علی هم صندل برداشت . البته همونجا پوشیدید .اما یادم رفت عکس بگیرم .بعد رفتیم خونه پاکدل توت چیدیم و افطاری را دانشگاه خوردیم .البته ساره جون هم رفت پیش دوستش عسل ... بستنی محفل هم بعد افطار رفتیم .حیف که عکس نگرفتم . امیدوارم که همیشه خوشحال و شاد باشید عزیزای دلم .😘 ...
21 ارديبهشت 1400

روزه کله گنجشکی علی جون

علی جون می‌گفت چرا من را سحر بیدار نمیکنید .صداش می‌زدیم اما بیدار نمیشد.بالاخره امروز بیدار شد (البته وقتی ما داشتیم نماز صبح میخوندیم😊)یه کم کره و عسل خورد و گفت تا ظهر چیزی نمی‌خورم ...ساعت ۱۱ گرسنه شده بود و مدام ساعت را میپرسید.  عکس بالا ساعت ۱ ظهر است که داره افطار میخوره .بعدش با من نماز ظهر خوند .علی جون خوشحال بود که تونسته یه روزه نصفه بگیره . ساره و مسیح هم توی حیاط تو برق آفتاب نماز خوندن بعد از نماز ،مسیح دست بردار نبود و رفت دوچرخه سواری تو حیاط . ...
21 ارديبهشت 1400

یه روز عالی

روز ۱۰ ماه رمضون  جمعه ۳اردیبهشت۱۴۰۰ بید عرب .رحمت آباد  با همراهی مادر و خانواده خاله سمیه .( البته برای ناهار دایی محمد و خانواده اش هم اومدن .با دایی حمید و خانواده ) دانیال برامون صبحانه تخم مرغ و گوجه درست کرد.علی هم گفت خودم تنها میخام غذا درست کنم و نیمرو درست کرد . تماشای گله گوسفندان و بچه های تازه به دنیا اومدشون . ساره و بابا هم دوچرخه آورده بودن .من( مامان زهرا) برای رفتن سوار شدم و بعد با بابا جا به جا شدیم .ساره هم که می‌گفت من دوست ندارم بیام حسابی بهش خوش گذشت 😍 مسیح هم کلی آتیش بازی کرد . شب هم موقع برگشت علویجه بستنی خوردیم .همگی با هم . ...
4 ارديبهشت 1400

روزه اولی

ساره مهربونم سلام . امیدوارم وقتی این نامه را میخونی همچنان نسبت به واجبات دینی مقید باشی. امروز سومین روزه واجبت را هم گرفتی. مبارک باشه عزیزم ❤️روز اول را خوب بودی اما دوستت عسل که تا ظهر روزه بود عصر رفته بود بازی و بعد نتوانسته بود تحمل کنه و روزه را خورده بود.  و شما انگار دیدی اون این کار را کرده شروع کردی به اینکه من تحمل ندارم ۳۰ روز روزه بگیرم .!! چرا خدا نگفته هر ماه ۲ یا۳ روز روزه بگیریم !!!!! روز دوم مدام گفتی گشنه ام .صبر را برایت گفتیم .دانیال هم روزه بود و از پشت تلفن خاله گفت که اون هم داره این کارا را می‌کنه !!! و تو خنده ات گرفت از کارهای دانیال 🤩 گفتی فکر میکردم آسونه یک ماه روزه بگیرم اما الان د...
28 فروردين 1400

کاردستی

😍😘بچه های گلم سلام . امیدوارم روزی که دارید این پست را میخوانید مثل همین پست با هم دوست و رفیق باشید . من گاهی بهتون میگم کاردستی درست کردم و شما میپرسید چی ؟ گاهی حلوا،کیک ،ماست یا چیزی را که درست میکنم میگم کاردستی.چند شب پیش صداتون زدم که بیایید کمکم سالاد درست کنید.و شما با هم سه نفری سالاد شیرازی درست کردید .یه کم درست بود اما مزه همکاری اش عالی بود.🤭 ممنونم ازتون .اون شب( سه شنبه ۱۴۰۰/۱/۲۴.)برای اولین بار پلو سیرابی🙄داشتیم و شماها دوست داشتید . ( فردا اولین روز رمضان) ...
28 فروردين 1400

کیم پاسیبل

دختری که دنیا را نجات میدهد .ساره مهربونم فیلم قشنگیه اما یه بار دیدنش کافیه .زیاد تخیله. کاش کرونا بره ......بریم بیرون  داری برای سومین بار میبینیش ( جمعه۱۴۰۰/۱/۲۰) حوصله ام ازش سر رفته . ...
20 فروردين 1400

کیک فنجونی

صبح جمعه من روزه بودم .بعد از خوردن صبحانه بابا و داداش ها تو حیاط بودن .صدات زدم که بیای کیک فنجونی بهت یاد بدم . البته وسطاش علی اومد و جدا یه چیزی سر هم کرد بد هم نشد .یه خاگینه شیرین😉🥞 کیک ساره هم عالی شد ( کیک نسکافه ای).البته من برای افطار نگه داشتم ممنون ساره عزیزم . امیدوارم دفعه بعد خودت تنهایی بتونی درستش کنی .بدون کمک .🍩البته ساره آخراش رفت برای سومین بار « کیم پاسیبل » را دید . ...
20 فروردين 1400