دور همی های ساده ❤️
بچه های گلم دلم میسوزه که امسال با این کرونا نه تهران تونستیم بریم و نه مسافرت هایی را که میرفتیم .حداقل تابستون ها ده روزی میرفتیم مشهد ،شمال یا جایی ..... عمه مریم اینها اون هفته اومدن اصفهان و یه شب هم ما همه را دعوت کردیم .( بماند که ساره اعتراض داشت که چرا همیشه آبگوشت درست میکنید 😉)هفته بعدش هم عمو احمد و خانواده اش اومدن .پنجشنبه اول مهر عمه زینب برای نیکان تولد گرفت .البته تو حیاط مامان جون .من ناراحت شدم چون مدام به شما گفتن ساکت .همسایه ها اذیت میشن .دلم سوخت براتون که حتی توی تولد و موقع فشفشه زدن هم نباید ذوقتون را با سر و صدا نشون میدادید .( البته این قسمتش برا خودم هم سخت بود😯😉) تولد یک سا...















