علیعلی، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1406 سال و 23 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

پیاده روی کربلا۱۴۰۲

1402/6/11 5:59
نویسنده : مادر خانه دار
244 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بچه های قهرمان....ساره ،علی و مسیح (این  متن را دارم از خاک عراق براتون میذارم ،تو راه برگشت به مرز خسروی هستیم و بابا میخاد که اینترنت تموم بشه و من یادم اومد که خیلی وقته ویزی براتون ننوشتم 😍)

امسال هم تصمیم گرفتیم که برای پیاده روی اربعین راهی بشیم و اصراری نداشتیم که شما بیاید(البته هزار بار گفتم دوست دارم با هم باشیم😊)...

سختیهایش را به جون خریدم ..؟(بماند که گاهی در راه عصبی شدم)

اول سفر خاله سمیه و آقا داوود و سمیرا و زندایی مینا باهامون بودند .

گاری که خاله آورده بود هم بد نبود گاهی علی هم سوار میشد ...

اما خیلی حوصله پیاده روی نداشتن و با ماشین رفتن...و غر غر ها کم کم زیاد شد ..که چرا ما با ماشین نرفتیم؟؟؟؟

امسال از طریق العلما اومدیم..خلوتتر و خنک تر بود ...استرس گم شدن بچه ها را نداشتیم ....

ما هم خسته می شدیم و هوای گرم را دوست نداشتیم. ...اما ساره میگفت شما متوجه نمیشید...

بالاخره رسیدیم کربلا ..

امیدوارم اثر تربیتی عکس نداشته باشه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)