روضه محرم
حلقه بسکتبال سالن (گل گذاشتن توش)👇
امشب شب ششم محرم بود.علی دوست داشت روضه ورزشگاهشون را بره ...رزمندگان اسلام ورزشگاه امین را برا روضه گرفته ...



خیلی طول کشید و حوصله نداشتیم تا آخرش بشینیم ...چون مسیح خوابش برده بود،،علی و حسین هم خسته بودن (ظهر نخوابیده بودن )
من تو خیابون یهو یواشکی گفتم فلافل ...حسین رفت خرید ...مسیح هم بیدار شد ...پارک کنار رودخونه نشستیم ...
همون ساعت شد ...۱۲رسیدیم خونه ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی







روضه محرم 
