علیعلی، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1406 سال و 23 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

تصادف

1402/2/27 6:17
نویسنده : مادر خانه دار
250 بازدید
اشتراک گذاری

سلام میوه های زندگیم.... 

پدر و مادر که باشی نگرانی داری... نگران سلامتی بچه هات... 

البته سپردن همه امور دست خدا به آدم یه آرامش خاصی میده(بماند که گاهی شعور من آدم خیلی کم میشه و نگران😔 فرداها میشم) 

پنجشنبه ۱۴٠۲/۲/۲۱بابا با همکاراش رفته بود کلار...(کـوه محدوده چهارمحال).. 

عصر من و شما سه تا و مادر و خاله و سمیرا رفتیم دانشگاه (سر کار بابا) توت بخوریم.. قرار بودبعدش بریم دنبال بابا..... 

نفهمیدم چرا یه لحظه غفلت کردم و ساره و سمیرا  رفتن وسط خیابون و مسیح به دنبالشون...... شنیدم ساره جون داد زد

" مسیح نیا ماشین میاد". و بوق و صدای گزیه مسیح..... 

بردیمش اورژانس الزهرا.. البته کلی من با مسیح بودم و بعد حسین اومد... 

از پایش که ورم کرده بود عکس و از سرش اسکن گرفتند خدا را شکر به خیرگذشت.... فقط پایش را آتل بستند..... خودش میگه "گچل"چون مثل گچ هست اما نیست...  

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)