علیعلی، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1405 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

تصادف

سلام میوه های زندگیم....  پدر و مادر که باشی نگرانی داری... نگران سلامتی بچه هات...  البته سپردن همه امور دست خدا به آدم یه آرامش خاصی میده(بماند که گاهی شعور من آدم خیلی کم میشه و نگران😔 فرداها میشم)  پنجشنبه ۱۴٠۲/۲/۲۱بابا با همکاراش رفته بود کلار...(کـوه محدوده چهارمحال)..  عصر من و شما سه تا و مادر و خاله و سمیرا رفتیم دانشگاه (سر کار بابا) توت بخوریم.. قرار بودبعدش بریم دنبال بابا.....  نفهمیدم چرا یه لحظه غفلت کردم و ساره و سمیرا  رفتن وسط خیابون و مسیح به دنبالشون...... شنیدم ساره جون داد زد " مسیح نیا ماشین میاد". و بوق و صدای گزیه مسیح.....  بردیمش اورژانس الزهرا....
27 ارديبهشت 1402
1